|
امروز فهمیدیم یه نمایندگی بوک استور skoob هم تو شهر ماس. به این پسره پاشدیم رفتیم و سه چهار ساعت اون تو بودیم.
دیوانه شدم رسما. از این کتاب فروشی هایی که بوی کهنگی میدن خلوت خلوت کتابهای بهم ریخته و کهنه اکثرا چاپ لندن سکشن آرت بی نظیر بوی عود عجیبی میاد و موسیقی کلاسیک بک گراند تمام اون لحظات صاحبش یه پیرمردیه که یه گوشه نشسته داره پیپ می کشه و کتاب می خونه و باید خودتو بکشی تا باهات کمی گرم بگیره و بعد ببینی چه حرفهایی داره واست از اینا که وقتی یه کتابی رو برمیداری اول باید روش فوت کنی و پشتش سرفه از اینا که وقتی فلان کتاب رو میخوای یارو بلند می شه نردبون میزاره از اون بالا واست میاره از اینا که یه جاهایی یهو خم می شی می بینی اون زیر پره مجله های دهه شصت و هفتاده با یه وجب خاک روشون دوتا کتاب نیود آرت بی نظیر ازش خریدم با قیمتی که هیچ جا پیدا نمی شه اینم از ویکند خدای ما |
|
Archive May 2006 June 2006 July 2006 August 2006 September 2006 October 2006 November 2006 December 2006 January 2007 |